باب الجواد

باب الجواد

حتما قرار شاه و گدا هست یادتان

آری همان شبی که زدم دل به نامتان

مشهد، حرم، ورودی باب الجوادتان

آقا، دلم عجیب گرفته برایتان
__________________________
امام خامنه ای :
امام هشتم علیه‌الصّلاةوالسّلام
ولىّ‌نعمتِ معنوى و فکرى و مادّى ملت ماست.

صلوات خاصه امام رضا (ع)
آخرین نظرات
طرح ملی خشت های آسمانی

السلام علیک یا سلطان

******
بهترین گرامیداشت ذوات مقدّس ائمه(ع) آشنائی با معارف اینهاست، اوّلاً؛ پذیرش و باور دستورهای اینهاست، ثانیاً؛ تخلّق به اخلاق اینهاست، ثالثاً؛عمل به احکام و ح کم اینهاست، رابعاًو نشر این معارف برای امت اسلامی است، خامساً؛ اینها وظائف همه ماست. اگر چنانچه به این وظائف عمل بکنیم، جامعه اسلامی از فروغ اینها روشن می شود.
وجود مبارک امام رضا (ع) مردم را هم به عقل دعوت کرد، هم به عاطفه.

« عقل » عنصر محوری حوزه و دانشگاه است. یعنی یک محقق حوزوی یا دانشگاهی تا عاقل نباشد، اهل فتوا ونظریه پردازی نیست؛ چه بخواهد فتوای فیزیکی بدهد، چه فتوای متافیزیکی؛ چه بخواهد در علم فیزیک و شیمی و سائر علوم تجربی نظر بدهد، چه بخواهد در فقه و اصول نظر بدهد. اگر بخواهد نظر بدهد، باید عاقل باشد. عاقل کسی است که تا مطلب مثل مسائل ریاضی برای او صد در صد حل نشد، لب باز نکند؛ نه به اثبات، نه به نفی؛ نه به تصدیق، نه به تکذیب. این را می گویند: آدم عاقل!

خیال زدگی، نتیجه سقوط از عقل گرائی

از این مرحله که پائین بیاید، دیگر او عاقل نیست؛ به تعبیر قرآن کریم « مختال» است. این مختال باب افتعال است، در برابر تخیّل که باب تفعّل است. ما در تعبیرات فارسی،تخیّل را زیاد کار می بریم،امّا اختیال را که باب ا فتعال است؛ کمتر به کار می بریم. متخیّل، انسان خیال زده؛ کسی که در محدوده خیال کار می کند. خیال قضیه دارد، ولی تصدیق ندارد. شما کودکان را با خیال، با این نقشه، با این کارتون ها اداره می کنید. درآن تصدیق نیست، یعنی باور نیست؛ ولی انگیزه ایجاد می شود. در بخش های منطق بین قضایای شعری و قضایای عقلی فرق می گذارند. در قضایای شعری تصدیق نیست، برهان نیست؛ امّا خیال انگیز است.
یک کسی که غذائی برای او حاضر کردند، مشغول خوردن غذاست؛ اگر کسی شعری بخواند، یا حرفی و نثری بگوید که این غذا را به یک چیز بد و بد بوئی تشبیه بکند؛ او از خوردن دست می کشد.این بر اساس تخیّل است؛ این که عقل نیست ! و همه ما این را داریم. منتها این را باید به رهبری عاقله رشد داد؛ تشبیه خوب، تقبیح خوب، توصیف بد، وصف بد، وصف خوب در انسان،قبض و بسط ایجاد می کند. با یک شعر یا با یک نثر، یک چیزی تشبیه بدی بشود، آدم منزجر است؛ تشبیه خوبی بشود، انسان با نشاط است. مادر وقتی کودک را می خواهد از یک غذائی که برایش خوب نیست پرهیز بدهد، می گوید: این تلخ است، او هم دیگر نمی خورد؛ یا این بد مزه است. این در محدوده خیال است؛ یعنی محمول هست، موضوع هست، قضیّه هست، ولی تصدیق نیست.

ویژگی های انسان خیال زده

انسان مختال روی خیال کار می کند، نه روی برهان.اگر به او گفتند: برابر ماهواره یا برابر دستگاه های دیگر موی سر را باید اینجوری زینت داد، الآن مد است؛ این هم راه می افتد، همین کار را می کند ! امّااینکه چرا، به چه دلیل، نفع این کار چیست، کدام حکیم گفته، کدام طبیب گفته، کدام ریاضی دان گفته؛ اینها برای او مطرح نیست ! همین که گفتند : این خوب است، این لباس، مد است، یا این موی سر مد است؛ این راه را می پذیرد !! این در حد خیال زندگی می کند. او مختال ب الف عل و عاق ل ب القوّه. یک چنین آدم خیال زده ای؛ نه به درد حوزه می خورد، نه به درد دانشگاه ! نه محقق حوزوی می شود، نه استاد دانشگاه. چون سرمایه حوزه و دانشگاه « عقل» است، نه خیال! ممکن است در کارهای کارتونی پیشرفت بکند، امّا عالم نمی شود؛ طبیب و فیزیکدان و ریاضی دان و فقیه و اصولی نمی شود !! قرآن از این گروه به عنوان « مختال » یاد می کند:نّ الله لا یح بّ کلّ مختال فخور. این ا ختیال در قرآن کریم کم نیست، ما اختیال را به کار نمی بریم معمولاً؛ تخیّل و متخیّل و امثال ذلک را به کار می بریم. انسان خیال باف، خیال زده به جائی نخواهد رسید ! چون خیال، رهبر می خواهد و رهبر او عقل است.

حجیّت الهی عقل بر مردم در بیان امام رضا (ع)

طبق نقل تحف العقول، ابن السّکیت از وجود مبارک حضرت سئوال می کند: ما حجّه الله علی الخلق الیوم؟ عرض کرد: یابن رسول الله ! امروز مدّعیان زیادند؛ چون در عصر عباسیان،هم،طرفداران بنی العباس زیاد بودند، هم علیه بنی هاشم تبلیغ می شد؛ عدّه ای هم داعیه امامت داشتند. ابن السّکیت به امام رضا (ع) عرض کرد: امروز حجّت خدا بر مردم چیست؟ قال (ع): العقل. عقل چراغ خوبی است؛ البتّه مثل آفتاب. آفتاب همه جا پیدا نمی شود، در خانه همه هم نیست ! تا آدم بالا نرود، آفتاب بین نمی شود! امّا بالأخره آفتاب است که مشکل را حل می کند. وقتی وجود مبارک امام رضا جواب ابن السّکیت، آن ادیب معروف را خواست بدهد؛ فرمود: حجّت خدا بر مردم عقل است.

« عقل » آن مرحله نازله اش در ریاضیّات است. آنها که دسترسی به بالاتر از ریاضیات نداشتند، سابقاً از علوم ریاضی به عنوان ملکه علوم یاد می کردند. چون یقین ریاضی در علوم تجربی کم است ! یعنی مثلاً در طب اگر هزار مسأله باشد، شاید چند تا مسأله صد در صد باشد؛ بقیّه 80 درصد، 90 درصد و اینهاست! در کشاورزی اینطور است، در اقتصاد و زمین شناسی و و دریا شناسی و صحرا شناسی و معدن شناسی اینطور است. علم صد در صد در تجربیات و علوم تجربی نیست ! چون خیلی از موارد را بشر تجربه نکرده؛ آنجا که تجربه نکرده نمی تواند بگوید که حکم آن غیر مجرب هم،حکم مجرب را دارد؛ لذا با یک درصدی پیش می رود. آنچه بهره صاحبان علوم تجربی نمی شود، مگر بسیار کم؛ آن جزم علمی است وآن خیلی کم است ! ولی در ریاضیّات، جزم، حاکم است. دیگر سخن از شاید و من گمان می کنم و اینها نیست !!

چون اینها سقف دانش شان تا ریاضیّات بود، می گفتند: ریاضیات ملکه و سلطان علوم است. ولی وقتی یک قدری بالاتر بیایند، از فلسفه و کلام برخوردار بشوند؛ می بینند یک سلسله مسائلی است که اصلاً ریاضی و ریاضیدان به آن دسترسی ندارد ! عالم قدیم است یا حادث، آغاز دارد یا ندارد، خدا دارد یا ندارد؛ اینها در ابزار ریاضی نمی گنجد! ابزار ریاضی نظیر این باسکول های قوی است؛ این باسکول های قوی می تواند کامیون را بسنجد، امّا دیگر نمی تواند سلسله جبال البرز را بسنجد!ریاضی یک حجم مخصوصی دارد؛ یا کم متصّل است، یا کم منفصل. یا عدد است، یا خط و سطح و متر و حجم. امّا آن جائی و آن چیزی که نه خط دارد، نه سطح دارد، نه حجم دارد، نه زوج دارد، نه فرد دارد، عدد ندارد؛ آنها با ریاضی حل نمی شود! اینها چون دسترسی به فلسفه و کلام نداشتند، خیال می کردند سلطان علوم ریاضی است؛ در حالی که این، اوائل راه یا میانه راه است.

ناکامی انسان خیال زده

از وجود مبارک امام رضا که سئوال می کنیم: بالأخره داور چیست، فرمود: عقل. عقل تا به صد در صد نرسد، فتوا نمی دهد. هرگز به آن فکر نیست که حالا مردم این لباس یا این مد را می پسندند. اینکه برای او برهان ندارد! بنابراین او عاقلانه زندگی می کند، نه مختالانه ! یک جوان مختال،محبوب خدا نیست. او به دنبال سراب می رود، تشنه است، توان دارد، می دود، تمام اعضائش را از دست می دهد و عطشش می ماند. یک کسی که حرف راهنما را گوش نمی دهد و تشنه هم هست، به دنبال سراب در یک کرانه وسیع می گردد؛ وقتی که تمام تلاش و کوشش اش را کرد، دست و پایش از کار افتاد، عطشش روز افزون می ماند: فذا جآء ه لم یج ده ش یئاً فوجد الله ع نده فوفّاه ح سابه. فرمود: مثال کسانی که بیراهه می روند، مثال آن تشنه ای است که به دنبال سراب می رود، کسراب ب قیعه؛ که این باء حرف جر است، جزء کلمه نیست. » قیعه »، » قاع » آن بیابان صفصف(صاف وهموار) است. در این بیابان صاف اگر از دور یک کسی آب ببیند، راهنما به او می گوید: آن سراب است، آب نماست، آب نیست؛ اوگوش نمی دهد ! وقتی رفت آنجا، لم یج ده ش یئاً؛ عطشش می ماند، راه برای ترمیم نیست. اینها هم وقتی که می خواهند در خانه سالمندان بروند، تازه به هوش می آیند؛ بعد می بینند چیزی نیست ! نه توان ترمیم دارند، نه آن عطششان فرو نشسته است !! این مال آدم مختال است؛ که ذات أقدس له فرمود: نّ الله لا یح بّ کلّ مختال فخور.

تلاش امام رضا (ع) برای تعالی مردم از خیال به عقل

وجود مبارک امام هشتم فرمود: ما آمدیم مردم را عاقل کنیم. از مرحله خیال و اختیال بگذرند، عاقل که شدند؛ حق را از باطل، خیر را از شر، سعادت را از شقاوت، حسن را از قبیح، ضارّ را از نافع تشخیص می دهند. ابن السّکیت بعد از شنیدن این بیان نورانی امام هشتم عرض کرد: هذا و الله هو الجواب. گرچه این حرف، حرف ابن سکیت است، امّا چون در محضر حجت خدا گفت؛ این هم می شود حجت و امام تقریر کرد. پس در این حدیث نورانی که بیش از یک سطر و نصف نیست، 2 تا حجت پیدا شده؛ یکی بیان خود امام با قول، یکی تقریر امام، چون هر دو حجت است! این جامعه را به طرف عقل دعوت کردن است و جامعه می شود عاقل.

بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی (مدظلّه العالی) در جلسه درس اخلاق به مناسبت سالروز شهادت حضرت امام رضا (ع) در دیدار با جمعی از طلاب، دانشجویان و اقشار مختلف مردم
ـ قم ؛ 8/ 12/ 1387

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۵/۲۸

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی